يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
114
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
خلق دهلي را به تمام در دولتآباد روانه « 1 » كردند - و خلق قصبات جوار را در شهر آوردند - و بار ديگر روانه « 1 » كردند - و اسبابها كه از آبا و اجداد بر ايشان رسيده بود همچنان در خانها نهاده و آماده بگذاشتند - بعد ازان نه آن اسباب بر ايشان رسيد و نه اسباب ديگر توانستند كرد - و نه شهر آبادان شد و نه قصبات - سبب پنجم آنكه موازنهء هشتاد هزار سوار در كوه قراجل « 2 » نامزد كردند - خارج غلام و چاكر « 3 » كه در تبع « 4 » ايشان بود - جمله لشكر به يكبارگي در سوراخ اجل « 5 » دررفت - و به تمام كشته شد - چنان كه دو سوار از ايشان « 6 » بازنگشت - و آنچنان لشكر بار ديگر جمع نشد - سبب ششم آنكه هركه از خوف جان در ديارى بلغاك مىكرد خلق آن « 7 » ديار بعضي بوسمت كشته ميشد و بعضي بخوف متخلّف « 8 » مىگشت - في الجمله آن ديار خراب ميشد و مقدمان « 9 » و مفسدان قوى گشتند - و ايشان خونريزيها كردن گرفتند و هيچكسي مانع نشد - زيرا چه سلطان تمام حشم و خدم خويش را اينچنين خراب و ابتر كرده بود كه كسى را خوردنى نبود - سبب هفتم انكه شهر « 10 » و اطراف از امرا و ملوك و معارف « 11 » و مشاهير و علما و سادات و مشايخ و مسكين و گدا و فقير و محترف و مهاجن و مزارع و زعيم « 12 » و مزدور بتيغ جور و قهّاري و ستم و ظلم و « 13 » جبّاري به سياست ميپيوستند - و پيش داخول از كشته « 14 » پشته و از مرده توده
--> ( 1 ) M . رواني كردند ( 2 ) Barani , p . 477 فراجل ( 3 ) B . چاكرى ( 4 ) B . طبع ( 5 ) M . سوراخ در رفت ( 6 ) M . سوار نيز از ( 7 ) M . خلق ديار ( 8 ) M . متخلف فى الجمله ( 9 ) سبب upto و مقدمان M . omits from ( 10 ) M . خلق شهر ( 11 ) M . ملوك و علما ( 12 ) M . omits زعيم ( 13 ) M . ظلم جباري ( 14 ) B . كشته و پشتة